ازتولد تا قیام
 
 

سکوت عین سکوت است، بی همانند است
که پیشوند ندارد، بدون پسوند است
زبان رسمی اهل طریقت است سکوت
سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است
زمین یخ زده را گرم می کند آرام
سکوت، معجزه ی آفتاب تابنده است
سکوت پاسخ دندان شکن تری دارد
سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است
سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است
سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است
سکوت کرد علی سال های پی در پی
همان علی که در قلعه را ز جا کنده است
همان علی که به توصیف او قلم در دست
مردّدم بنویسم خداست یا بنده ست
علی به واقعه جنگید با زبان سکوت
که ذوالفقار علی در نیام برّنده است
علی به واقعه کار مهم تری دارد
که آیه آیه کتاب خدا پراکنده است
از آن سکوت چه باید نوشت؟ حیرانم!
از آن سکوت که لحظه به لحظه اش پند است
از آن سکوت که در عصر خود نمی گنجد
از آن سکوت که ماضی و حال و آینده است
از آن سکوت که نامش عقب نشینی نیست
از آن سکوت که هنگام جنگ ترفند است
از آن سکوت که دستان حیله را بسته
و دور گردن فتنه طناب افکنده است

سکوت کرد علی تا عرب خیال کند
ابو هریره به فن بیان هنرمند است
صحابه ای که فقط یک سوال شرعی داشت
پیاز عکه به ذی الحجه دانه ای چند است؟!

علی خلیفه شود پیرمرد بیغوله
یکی است در نظرش با حسن که فرزند است
ملاک او به رگ و ریشه نیست، از این رو؛
محمد بن ابوبکر آبرومند است
علی خلیفه شود شیوه ی حکومت او
برای عده ای از قوم ناخوشایند است
ستانده می شود آن رفته های بیت المال
ازین درخت اگر میوه ای کسی کنده ست
اگر به پای کنیزانشان شده خلخال
اگر به گردن دوشیزگان گلوبند است
علی خلیفه شد آخر اگر چه دیر ولی
چقدر بر تنش این پیرهن برازنده است
کنون لباس خلافت چنان زنی باشد
که توبه کار شده، از گذشته شرمنده است
برادرم! به تریج قبات برنخورد
که ناگزیر زبان قصیده برّنده است
اگرچه روی زبان زبیر تبریک است
اگرچه بر لب امثال طلحه لبخند است
اگرچه دور و بر او صحابه جمع شدند
ولیکن از دلشان باخبر خداوند است

....



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن و راه كسى را پيروى كن كه توبه‏كنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقيقت] آنچه انجام مى‏داديد شما را با خبر خواهم كرد(1)

حضرت علی-علیه السلام- در تفسیر این آیه فرمودند: فرزندان به عنوان پرستش، برای پدران و مادران نماز و روزه به جا نمی آورند تا خداوند آنان را از شرک در عبادت منع نماید. بلکه والدین فرزندان را به معصیت و نافرمانی پروردگار امر می نمودند وانان اطاعت می کردند. سپس خاطر نشان ساخت از رسول اکرم-صل الله و علیه وآله وسلم- شنیدم که میفرمودند: هرکس مخلوقی را در غیر طاعت باری تعالی اطاعت نماید با این عمل به شرک گرایش یافته و جز خداوند معبود دیگری را برگزیده است.(2)

همه ما در حال حاضر یا در آینده مسئولیت فرشتگانی معصوم را از سوی خدا به عهده میگیریم. آنان امانتی از سوی خداوند به ما هستند و ما در قبال آنان مسئولیم و روزی باید جوابگوی این امانت باشیم.(3) باید مراقب بود که به او معبودی غیر خدا نشان ندهیم، به او نگوییم خدا هست و خود برای هزار کار دیگر از غیر خدا طلب کنیم، او را مطیع غیر خدا نکنیم و به او قدرت ایمان را نشان دهیم، قدرتی که باورش مهم است و ارزش دارد نه دانستنش.

 

 

 
   

 

1-       سوره 31، آیه121

2-       تحف العقول،ص420

3-       إِنَّمَا أَمْوَلُکُمْ وَ أَوْلَدُکمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ(تغابن15): اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند ، و اجر و پاداش عظیم نزد خدا است'' .



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

ابن شهر آشوب می گوید: پس از آنکه معاویة بن ابی سفیان به مخالفت حضرت علی -علیه السلام- تصمیم گرفت، به فکر افتاد مردم شام را آزمایش کند تا از اطاعت و فرمانبرداری آنان آگاه گردد.

عمروبن عاص برای آزمایش راهی را ارایه کرد و به معاویه گفت: دستور بده که مردم باید کدو را مثل بره ذبح کنند و پس از تزکیه آن را بخورند، اگر فرمانت را اجرا نمودند آنها یار و پشتیبان تو هستند و گرنه، نه! معاویه دستور داد و مردم هم بدون کوچکترین اعتراض اجرا نمودند. این امر بنام «بدعة امویة» در سراسر شام معمول گردید...(1)

طولی نکشید که خبر ان بدعت به سمع مردم عراق رسید و کسانی آن را مورد پرسش قرار دادند.

از حضرت علی -علیه السلام- درباره کدو سوال شد که آیا باید آنرا ذبح کرد؟ در جواب فرمودند:

خوردن کدو تزکیه و ذبح لازم ندارد. مراقب باشید که شیطان عقلتان را نبرد و افکار شیطانی حیرت زده و سرکردانتان نکند.

مسلمانانی که آنروز فرمان غیر مشروع معویه را بموقع اجرا گذاردند و به دستور او که مخالف امر الهی بود عمل کردند هم مانند آن گروه از اهل کتاب بودند که احبار و رهبانشان حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام و آنان کور کورانه اطاعت می کردند و نا آگاه به شرک گرایش می یافتند.

...کار فرمانبرداری و اطاعت کورکورانه مردم از معاویه به جایی رسید که وقتی به طرف صفین میرفتند نماز جمعه را روز چهارشنبه اقامه کردند و تمام سپاهیانش به وی اقتدا کردند. با وجود این بدعت آشکار، مورد اعتراض واقع نشد و در میداند جنگ به فرمانش از سر می گذشتند و او را سرور و مطاع خود میدانستند...(2)

 

 

1-       کافی جلد6،ص370

2-       مروج الذهب. جلد 3، ص32



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

کینه، یکی از آن مسئلی است که بین مردم، تا حدی رایج است، البته ممکن است درجاتی داشته باشد. گاهی اوقات، یک بی محلی ساده و یا به کار بردن یک لحن نامناسب، موجب ایجاد ناراحتی خفیفی در شخص مقابل می شود؛ گاهی هم کارهای ناشایست بزرگ تری، باعث ایجاد ناراحتی و کدورت بسیار زیاد می شوند، که بعضی اوقات تا سال ها از دل شخص، بیرون نمی رود.

اگر چه هر مسلمانی باید مواظب رفتار خود باشد تا از بروز چنین حالاتی جلوگیری کند، اما گاهی هم، این ناراحتی یا کینه، بالاخره در دل شخص قرار می گیرد.

سوال اینجاست که چه راه یا راه هایی برای رفع این کدورت ها مناسب تر است؟

یکی از راه های مناسب و ساده ای که توسط اهل بیت علیهم السلام هم سفارش شده ، هدیه دادن است.

رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود:

«تَهادَوا فَإِنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ؛

به يكديگر هديه بدهيد، زيرا كينه ها را از بين مى برد.»

ایشان در جای دیگری نیز می فرماید:

«لاتَزالُ اُمَّتى بِخَيرٍ ما تَحابّوا وَتَهادَوا وَأَدَّوُا المانَةَ؛

امّت من تا هنگامى كه يكديگر را دوست بدارند، به يكديگر هديه دهند و امانتدارى كنند، در خير و خوبى خواهند بود.»



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

  یکی از اولین چیزهایی که هنگام تولد نوزاد، ذهن ها را به خود مشغول می کند، انتخاب یک نام زیبا و مناسب برای اوست!

   هر کس متناسب با سلیقه و شاید عقائدی که دارد، پیشنهادی ارائه می کند و هر خانواده ای در نهایت یکی از آن ها را انتخاب می کند. امّا آیا ملاک و معیار های خانواده های ما، مطلوب است؟

همانطور که اشاره شد جدای از سلیقه های فردی، مسئله ی نگرش های دینی یا اجتماعی هر خانواده ای تاثیر زیادی بر این انتخاب دارد.

در احادیث نقل شده از اهل بیت علیهم السلام موارد بسیاری درباره ی توصیه های ایشان نسبت به  این امر مهم وجود دارد.

از امام کاظم (ع) نقل شده:

«اولین نیکی که پدر به فرزند خود می کند، آن است که نام نیک بر او بکذارد.»

 

چه نام هایی مناسب تر است؟

در روایات اسلام به نام پیامبران به خصوص نام " محمد " سفارش شده است.

امام باقر علیه السلام می فرماید:

«راست ترین نام ها نامی است که دلالت بر بندگی خدا کند...و بهترین نام ها نام پیامبران است.»

در روایت دیگری از پیامبر اسلام (ص) نقل شده :

«خاندانى نيست كه در ميان آنها نام پيامبرى باشد، مگر آنكه خداوند عز و جل فرشته اى را براى آنها گماشته كه  آنها را تقديس مى كند

اهمیت نام گذاری تا جایی است که در روایتی تاکید شده که حتی در صورت عدم سلامت جنین نیز، او  را نام گذاری کنید. در این باره امیرالمونین فرموده:

«پيش از آنكه فرزندتان به دنيا آيد او را نام گذارى كنيد. اگر نمى دانيد كه دختر است يا پسر، او را به نام هايى بناميد كه هم براى پسر است و هم براى دختر . فرزند سقط شده وقتى در روز قيامت پدرش را ديدار كند به او مى گويد: تو بر من نامى ننهادى ، در حالى كه پيامبر صلی الله عليه و آله محسن را پيش از تولد نام نهاد »



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

موضوع: آداب زندگی

کلمات کليدي: نگهداری سگ، نگه داشتن سگ، سگ شکاری، اسکرین سیور، قتل شیطان

 

در بسیاری از نقاط جهان نگهداری حیوانات خانگی و به خصوص سگ، به امری رایج میان اقشاری از هر جامعه تبدیل شده است. در ایران هم اقشاری از جامعه - که البته شاید زیاد نباشند- به این کار اقدام می کنند. این مسئله در کشور ما به دلیل شرایط فرهنگی و دینی، تفاوت هایی با جاهای دیگر دارد.

در اسلام به جز موارد خاص که استفاده های متناسب و لازم از این حیوان می شود، از نگهداری آن به خصوص در منزل، منع شده است.

در روایات مختلفی این مسئله ذکر شده است از جمله در روایتی که امام صادق(ع) می فرماید :

«هیچ کس نیست که سگی در خانه نگه دارد مگر این که هر روز از ثواب اعمالش یک قیراط کم می شود.»

در حدیث دیگری نیز، پیامبر اکرم(ص) فرموده:

«خانه ای که سگ در آن باشد، ملائکه الهی به آن در نمی آیند.»

 

مواردی که جایز شمرده شده...

نگهداری از سگ همانطور که در مقدمه مطلب گفته شد، جز در برخی موارد لازم، مورد منع قرار گرفته؛ از جمله ی مواردی که در روایات هم بدان اشاره و جایز شمرده شده، استفاده در دامداری است؛

امیر مومنان فرمود:

«در نگهداری سگ خیری نیست، مگر در سگ شکاری برای نگهبانی و سگ و همراهی گله گوسفندان.»



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

سال دهم هجرت و آخرین سفر حج آخرین رسول خدا بود. میان راه مکه و مدینه محمد، فرشته وحی را دید که آیه ای بسیار مهم بر بال هایش سنگینی می کرد. و آن آیه این بود :

«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرین‏»
ای پیامبر! آنچه را از طرف پرودگارت به تو نازل شده، به مردم ابلاغ کن، و اگر انجام ندهی، رسالت او را به انجام نرسانده‌ای و خدا تو را از مردم حفظ می‌کند. خداوند مردمان کافر را هدایت نمی‌کند. مائدة/67

آری جبرئیل مأموریت یافته بود تا از طرف پروردگار به پیامبرش بگوید با جدیّت و اهتمام تمام آن را ابلاغ کن و به گوش مردم برسان تا کسی بعداً نگوید این مطلب به ما نرسید و مردم بدانند آنچه پیامبر می‌گوید از جانب خودش نیست، از طرف خداست، خدایی که صاحب اختیار همه است و ابلاغ این موضوع به شکل عملی و در قالب یک مراسم باشد و از ابلاغ این امر مهم ترس و هراس نداشته باش زیرا که خداوند وعده می‌دهد او را از شرّ مردم حفظ کند. و آن امر مهم نشانه‏اى است از تداوم خط نبوت که سرچشمه آن از غدیر شروع و تا پایان هستی ادامه خواهد داشت که همانا ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) است و تا زمان آخرین منجی  عالم پیوسته جاریست.

غدیر سرچشمه ایست که به دریای مهدویت می ریزد



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

موضوع: [4] واقعه غدیر تا شهادت پیامبر و ماجرای سقیفه

کلمات کليدي: ابن ابی الحدید، امیرالمومنین، خصال صدوق، سقیفه بنی ساعده

در جلسه ای که بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، در سقیفه برگزار شد، حواشی زیادی وجود داشت. از جمله ی آن حواشی گفتگوی میان یکی از انصار با خلیفه ی دوم درباره ی خلیفه ی بعد از پیامبر بود؛ و نکته ی دیگری که در ادامه ی این مطلب خواهد آمد، سخنی است که ابن ابی الحدید، درباره ی این گفتگو، از استاد خودش نقل می کند.

 

حاشیه ای جالب از سقیفه

در خلال جلسه ی سقیفه یکی از انصار به نام حباب بن منذر، که طرفدار انتقال خلافت به جبهه ی انصار بود، در انجمن سقیفه، رو به خلیفه ی دوم کرد و گفت: ما هرگز با زمامداری شما مخالف نیستیم و بر این کار حسد نمی ورزیم، ولی از آن می ترسیم که زمام امور به دست افرادی بیفتد که ما، فرزندان و پدران و برادران آنان را در معرکه های جنگ و برای محو شرك و گسترش اسلام کشته ایم؛ زیرا بستگان مهاجران به وسیله ی فرزندان انصار و جوانان ما کشته شده اند. چنانچه همین افراد در رأس کار قرار گیرند وضع ما قطعاً دگرگون خواهد شد.

 

سخنی از ابن ابی الحدید

ابن ابی الحدید بعد از نقل این داستان در کتابش، می نویسد:

من در سال 610 هجری کتاب "سقیفه" تألیف احمد بن عبدالعزیز جوهری را نزد"ابن ابی زید نقیب بصره" می خواندم. هنگامی که بحث به سخن حباب بن منذر رسید، استادم گفت:

« پیش بینی حباب بسیار عاقلانه بود و آنچه او از آن می ترسید در حمله ی مسلم بن عقبه به مدینه، که این شهر به فرمان یزید مورد محاصره قرار گرفت، رخ داد و بنی امیه انتقام خون کشتگان بدر را از فرزندان انصار گرفتند. سپس استادم مطلب دیگری را نیز یاد آوری کرد و گفت: آنچه را که حباب پیش بینی می کرد، پیامبر نیز آن را پیش بینی کرده بود. او نیز از انتقام جویی و کینه توزی برخی از اعراب نسبت به خاندان خود می ترسید، زیرا می دانست که خون بسیاری از بستگان ایشان در معرکه های جهاد به وسیله ی جوانان بنی هاشم ریخته شده است و می دانست که اگر زمام کار در دست دیگران باشد چه بسا کینه توزی، آنان را به ریختن خون فرزندان خاندان رسالت برانگیزد. از این جهت، مرتباً درباره ی علی سفارش می کرد و او را وصی و زمامدار امت معرفی می نمود تا بر اثر موقعیت و مقامی که خاندان رسالت خواهند داشت خون علی و اهل بیت وی مصون بماند....»

اگر چه سخن استاد ابن ابی الحدید، از این جهت که سفارش پیامبر به امیرالمومنین را صرفا ناشی از نگرانی شخص پیامبر از آینده ی امت و رفتار آنان با اهل بیت(و نه دستوری از جانب خداوند) می داند، سخن دقیقی نیست، اما در جای خود، قابل تامل است!



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

موضوع: امیر المومنین علیه السلام

کلمات کليدي: امیرالمومنین، حیدر، علی بن ابیطالب

 

دلم تا از مسیر عشق رد شد

به اشعارم نظر بی حصر و حد شد

کسی که گفت ذکر یا علی را

امین قل هو الله احد شد

که مولا عشق رب العالمین است

فقط حیدر امیر المومنین است

 

اگر از عشق او بیگانه باشم

ضرر کردم پی میخانه باشم

اگر عشاق را دیوانه خوانند

همان بهتر که من دیوانه باشم

مساوی نام مولا با یمین است

فقط حیدر امیر المومنین است

ادامه شعر در ادامه مطلب...



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

موضوع: اخلاق اجتماعی

کلمات کليدي: تشکر، سپاسگزاری، قدردانی، محسنین

 

مولی الکونین حضرت ابوتراب (علیه السلام) می فرمایند:

لا يُزَهِّدَنَّكَ فِى المَعروفِ مَن لا يَشكُرُ لَكَ، فَقَد يَشكُرُكَ عَلَيهِ مَن لا يَستَمتِعُ بِشَى ءٍ مِنهُ، وَقَد تُدرِكُ مِن شُكرِ الشّاكِرِ أكثَرَ مِمّا أضاعَ الكافِرُ ، واللّه يُحِبُّ المُحسِنينَ؛

تشكر نكردن ديگران از تو نبايد تو را به خوبى كردن بى رغبت سازد، زيرا كسى كه از آن نيكى، كم ترين بهره اى نمى برد (يعنى خداوند) از تو قدردانى مى كند و از سپاسگزارى اين سپاسگزار به بيش از آن چيزى مى رسى كه فرد ناسپاس فرو گذاشته است و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.[1]

برای همه ما شاید اتفاق افتاده است که برای فردی کاری انجام داده و از او قدردانی و ابراز تشکر ندیده ایم و این طبیعی است که ناراحت و حتی شاید پشیمان بشویم و این تجربه تلخ باعث بشود تا به راحتی به دیگران نیکی نکنیم.

 و این یعنی محروم ماندن از محبت و رحمت خدا!.

خیلی ها هستند که خدا را دوست دارند، ولی مهم تر این است که خدا کسی را دوست داشته باشد و اگر خدا انسانی را دوست داشته باشد آثار و برکات عجیبی بر وی نازل می شود. و خداوند از این افراد با نام محسنین یاد می کند و می فرماید:

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین یعنی خداوند نیکوکاران را دوست دارد .[2]

و چه چیزی بالاتر از این اینکه خالق مخلوق را دوست داشته باشد!؟

امیر المومنین علیه السلام می فرماید مبادا تشکر نکردن افراد تو را بی رغبت سازد زیرا آن وقت تو با خدا وارد معامله شده ای و خود او از تو سپاسگزاری خواهد کرد و به همین دلیل است که خداوند می فرماید:

وَ اصْبرِ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِين؛ و صبور باش كه خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند.[3]

و وقتی تشکر و سپاسگزاری ندیدی و صبر کردی به مقام محسنین رسیدی مقام کسانی که تا حد احسان و حتی بالاتر از تقوا پیش آمده اند و در این جایگاه است که خداوند می فرماید:

إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَريبٌ مِنَ الْمُحْسِنين؛ رحمت خدا به محسنین نزدیک است.[4]

حالا با این اوصاف دوست داری بابت نیکی که انجام می دهی خالق از تو تشکر کند یا مخلوق!؟



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]
(تعداد کل صفحات:8)      1   2   3   4   5   6   7   8